آرامش، مسیر و هدف

سلام

چند سال از دوستی هامون گذشت گاهی نزدیک گاهی دور اما همیشه بود شاید نشه خیلی حرف ها رو گفت ولی وقتی نگاه می کنی یاد حرف ها و کارهای گذشته که میافتی حال دلت عوض میشه چروک های پیشونیت باز میشه استرس و چروکیدگی ایام دوباره فشارش کم میشه و میشه رفت و رفت و رفت تا کجا نمی دونم اما میشه راه رفت میشه دوباره فکر کرد میشه خندید حتی یه طور دیگه نگاه کرد.

دلم می خواست بگم که دیدنت یادآور خاطره های خوبه

یادآور روزهای رفته

امروز از صاف بودن مسیر گذشته با همه پستی و بلندی هاش گفتم اون حرکت های سینوسی که وقتی به عقب نگاه می کنی می تونی خیلی زود بدون حتی فکر کردن در موردش حرف بزنی

مسیر و هدف، به بی راهه رفتن و برگشتن.

اره برگشتن نیست دوباره پیدا کردنه دوباره پیدا کردن جاده درست برای رفتنه به سمت هدف

با من برنو به دوش یاغی مشروطه خواه

عشق کاری کرده که تبریز می سوزد در آه

بعدها تاریخ می گوید که چشمانت چه کرد؟

با من تنها تر از ستارخان بی سپاه

.......

ادامه نوشته

با من برنو به دوش یاغی مشروطه خواه

با من برنو به دوش یاغی مشروطه خواه

عشق کاری کرده که تبریز می سوزد در آه

بعدها تاریخ می گوید که چشمانت چه کرد؟

با من تنها تر از ستارخان بی سپاه

.......

ادامه نوشته

اعتیاد به پست و مقام

امروز یکی از دوستان مطلبی رو از آقای گودرزی رو برام فرستاد که خیلی منو به فکر وا داشت.

مدیرها هم هر از گاهی باید به زیر بیایند و بفهمند که مردم چگونه زندگی می‌کنند، چگونه فکر می‌کنند، .... آنهایی که ۴۰ سال در برج عاج نشسته‌اند آدم‌هایی هستند که نمی‌توانند مثل آدم زندگی کنند.

گودرز صادقی

من دو دوره ریاست دانشگاه های دولتی را جمعا به مدت 8 سال .....

ادامه نوشته

نویسنده جدید

باسلام

امروز یه دوست خوب به مجموعه ما اضافه شد

اومدنت به جمع نون و گاف های وبلاگ رو خوش امد میگم بعدالظهر روز هشتم خردادماه 403

دل بردن

تا کسی رخ ننماید، نبرد دل ز کسی
دلبر ما، دل ما برد و به ما رخ ننمود

برمی گردم

به شب و پنجره بسپار که بر می گردم

عشق را زنده نگه دار که بر می گردم

بس کن این سر زنش “رفتی و بد کردی” را

دست از این خاطره بردار که بر می گردم

ادامه نوشته

با من برنو به دوش   (حامد عسگری)

با من برنو به دوش یاغی مشروطه‌خواه

عشق کاری کرده که تبریز می‌سوزد در آه

بعدها تاریخ می‌گوید که چشمانت چه کرد؟

با من تنهاتر از ستارخان ِ بی سپاه

موی من مانند یال اسب مغرورم سپید

.....

ادامه نوشته

سلام

سلام

دوباره بعد از کلی عمر رفته کنار یه دوست خوب

احیای دوباره پروفایل و دیدن هم

چه زمونه ای شده

دیر دیدن

کم دیدن

کم پرسیدن

اما اگه یه دوست خوب داشته باشی همیشه زنده ای زنده به عشق

دوست خوبم خوبه که هستی

قالی زندگی



زندگی بافتن یک قالیست 

نه همان نقش و نگاری که خودت می خواهی 

نقشه را اوست که تعیین کرده 

تو در این بین فقط می بافی 

نقشه را خوب ببین 

نکند آخر کار قالی زندگیت را نخرند 

 

جای کسی حاضری نزن

این چه حکایتیـــه کــه آدم یه وقتایی

جایی که باید محکم وایسته، شــُــل میشه
جایی که باید بگذره، ...

ادامه نوشته

هر چه دعا کرد

بنده ای ” خدا ” را گفت:

اگر سرنوشت مرا تو نوشتہ ای!

پس چرا دعا ڪنم؟

” خداوند ” فرمود:

شاید نوشتہ باشم …!

هر چہ ” دعا ڪرد ”

دیوانه و دلبسته ی اقبال خودت باش!

دیوانه و دلبسته ی اقبال خودت باش!
سرگرم خودت عاشق احوال خودت باش!
یک لحظه نخور حسرت آن را که نداری
راضی به همین چند قلم 

ادامه نوشته

ﺩﺭ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﻓﻘﻂ ﺩﺯﺩﯼ نکن

در دنیا فقط یک گناه هست و آن دزدی ست !

ﻣﺮﺩ ﺁﻫﺴﺘﻪ ﺩﺭ ﮔﻮﺵ ﻓﺮﺯﻧﺪ ﺗﺎﺯﻩ ﺑﻪ ﺑﻠﻮﻍ ﺭﺳﯿﺪﻩ ﺍﺵ ﺑﺮﺍﯼ ﭘﻨﺪ ﭼﻨﯿﻦ ﻧﺠﻮﺍ ﮐﺮﺩ : ” ﭘﺴﺮﻡ ﺩﺭ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﻫﺮﮔﺰ ﺩﺯﺩﯼ ﻧﮑﻦ ” ﭘﺴﺮ ﻣﺘﻌﺠﺐ ﻭ ﻣﺒﻬﻮﺕ ﺑﻪ ﭘﺪﺭ ﻧﮕﺎﻩ ﮐﺮﺩ ﺑﺪﯾﻦ ﻣﻌﻨﺎ ﮐﻪ

ادامه نوشته

شکار گرگ ها

ﺩﺭ ﻗﻄﺐ ﺷﻤﺎﻝ ﮔﺮﮒ ﻫﺎ ﺭﺍ اینگونه ﺷﮑﺎﺭ می کنند:

ﺭﻭﯼ ﺗﯿﻐﻪ ﺍﯼ برنده مقداری ﺧﻮﻥ می ریزند

ﻭ ﺁﻥ ﺭﺍ ﺩﺭ ﻗﺎﻟﺐ ﯾﺨﯽ ﻗﺮﺍﺭ داده ﻭﺩﺭ ﻃﺒﯿﻌﺖ ﺭﻫﺎ می کنند.

ﮔﺮﮒ ﺁﻥ ﺭﺍ می بیند، یخ را به طمع ﺧﻮﻥ ﻟﯿﺲ ﻣﯿﺰﻧﺪ.

 

ادامه نوشته

هیچ‌وقت دیر نیست

هیچ‌وقت دیر نیست برای...

شروع دوباره:

به طبیعت نگاه کنید.

هیچ چیز ثابت ثابت نمی‌ماند.

ادامه نوشته

خدایا

خدایا : خطا از من است، میدانم

از من که سالهاست گفته ام

" ایاک نعبد "

اما به دیگران دلسپرده ام

از من که سالهاست گفته ام

" ایاک نستعین "

اما به دیگران تکیه کرده ام !!!

اما تو رهایم نکن ...

کفش پوشیدن

کفش پوشیدن

همیشه از فرش کردن دنیا بهتر است

قضاوت

بچه که بودیم

قضاوت نمی کردیم

و همه یکسان بودیم

بزرگ که شدیم

 

ادامه نوشته

من

من در رقابت با کسی نیستم.

من مایل نیستم

در بازی برتر بودن از کسی شرکت کنم

من فقط در تلاشم

از کسی که دیروز بودم

بهتر باشم

آب نطلبیده

آب طلب نکرده هميشه مراد نيست
گاهی بهانه ای ست که قربانی ات کنند

گاه گاهی که دلم می گیرد

گاه گاهی که دلم می گیرد

به خودم می گوید

در دیاری که پر از دیوار است

به کجا باید رفت ؟؟؟

به

ادامه نوشته

حیات

سخت این است

که ما بی تو نخواهیم

حیات

زندگی

درصد کمی از انسانها نود سال زندگی می کنند ؛

مابقی یک سال را ، نود بار تکرار می کنند . . .

باد مي وزد …

باد مي وزد … ميتواني در مقابلش هم ديوار بسازي ، هم آسياب بادي

تصميم با تو است . . .

زيباترين حکمت دوستي ، به ياد هم بودن است ، نه در کنار هم بودن . .

گلایه

یه چند وقتی همه دوستان ما رو فراموش کرده بودن یه کم بی انگیزه شده بودم

از اینکه دوباره بهم سر زدید از همه ممنونم

هیچ اشکالی ندارد که تو را احمق بدانند

ملانصرالدین هر روز در بازار گدایی می کرد و مردم با نیرنگی، حماقت او را دست می انداختند. دو سکه به او نشان می دادند که یکی شان طلا بود و یکی از نقره، اماملانصرالدین همیشه سکه نقره را انتخاب می کرد. این داستان در تمام منطقه پخش شد. هر روز گروهی زن و مرد می آمدند و دو سکه به او نشان می دادند و

ادامه نوشته

درسهایی از کشتی نوح

۱- از قایق جا نمانید

2- به خاطر بسپارید که همه ما در یک قایقیم (سرنوشت مشترک)

3- از قبل برنامه ریزی کنید. موقعی که نوح کشتی می ساخت از باران خبری نبود

4- خود را سالم و سرحال نگه دارید. امکان دارد در سن 60 سالگی کسی از شما بخواهد .....

ادامه نوشته

پرواز

اگر به قابلیت خود در گرفتن تصمیمات متحول کننده زندگی، شجاعت یا دفاع کردن از خود دچار تردید هستید به یاد داشته باشید، اگر پرنده ای با بالهای سالم برای مدتی طولانی در قفس حبس بماند، نسبت به قابلیت پرواز خود دچار تردید خواهد شد.

شیر صفت

در پی دانه مرو همچو  کبوتر،  که تو را

           عاقبت  بهر  یکی  دانه،  به  دام  اندازند

 صید کن شیر صفت، نیم بخور، نیم ببخش

           تا به  هرجا که روی، بر تو سلام اندازند