آرامش، مسیر و هدف
سلام
چند سال از دوستی هامون گذشت گاهی نزدیک گاهی دور اما همیشه بود شاید نشه خیلی حرف ها رو گفت ولی وقتی نگاه می کنی یاد حرف ها و کارهای گذشته که میافتی حال دلت عوض میشه چروک های پیشونیت باز میشه استرس و چروکیدگی ایام دوباره فشارش کم میشه و میشه رفت و رفت و رفت تا کجا نمی دونم اما میشه راه رفت میشه دوباره فکر کرد میشه خندید حتی یه طور دیگه نگاه کرد.
دلم می خواست بگم که دیدنت یادآور خاطره های خوبه
یادآور روزهای رفته
امروز از صاف بودن مسیر گذشته با همه پستی و بلندی هاش گفتم اون حرکت های سینوسی که وقتی به عقب نگاه می کنی می تونی خیلی زود بدون حتی فکر کردن در موردش حرف بزنی
مسیر و هدف، به بی راهه رفتن و برگشتن.
اره برگشتن نیست دوباره پیدا کردنه دوباره پیدا کردن جاده درست برای رفتنه به سمت هدف