زندگی با عزت
بسمه تعالی
عاشقی و آنگهانی نام و ننگ/ او نشاید عشق را ده سنگ سنگ
گر ز هر چیزی بلنگی دور شو/ راه دور و سنگلاخ و لنگ لنگ
مرگ اگر مرد است آید پیش من/ تا کشم خوش در کنارش تنگ تنگ
من از او جانی برم بیرنگ و بو/ او ز من دلقی ستاند رنگ رنگ
جور و ظلم دوست را بر جان بنه/ ور نخواهی پس صلای جنگ جنگ
گر نمیخواهی تراش صیقلش/ باش چون آیینه پر زنگ زنگ
دست را بر چشم خود نه گو به چشم/ چشم بگشا خیره منگر دنگ دنگ
+ نوشته شده در سه شنبه هفدهم تیر ۱۴۰۴ ساعت 13:11 توسط نیکو
|